ماموریت‌های امام مهدی و مسیح موعود

درمورد ماموریت‌های مصلح آخر الزمان گفته شده بود که مسیح موعود صلیب را خواهد شکست، خوک را از بین خواهد برد، دجال را نابود می‌کند و اسلام را بر سایر ادیان پیروز می‌سازد. حتی پیشگویی شده بود که خورشید از مغرب طلوع خواهد کرد. مسیح موعود همه اختلافات را به درستی حل و فصل می‌کند و ایمان از دست رفته را دوباره در جهان برقرار خواهد ساخت. او اموال فراوانی را تقسیم می‌کند، اما مردم از پذیرفتن آن خودداری خواهند کرد. همانطور که در احادیث آمده است، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: والله لینزلنّ ابنُ مریم حکمًا عادلاً فلیکسرنّ الصلیب ولیقتلنّ الخنزیر ولیضعن الجزیة ولیترکن القلاص فلایسعٰی علیها ولتذهبنّ الشحناء والتباغض والتحاسد ولیدعون الی المال فلایقبله احد۔(مسلم) وفی روایة یفیض المال حتّٰی لایقبله احد (بخاری)
به خدا سوگند، پسر مریم (حضرت عیسی) قطعاً در میان شما فرود خواهد آمد و اختلافات شما را به درستی حل و فصل خواهد کرد. (یعنی اختلافاتی که در روایات، عقاید، اعمال و غیره وجود دارد، توسط مسیح موعود به شکل صحیح برطرف خواهد شد.) او حتماً صلیب را خواهد شکست، خوک را از بین خواهد برد و جزیه را لغو خواهد کرد. (در شرح این امر روایتی در صحیح بخاری است که حضرت عیسی جنگ را ممنوع خواهد کرد.) در زمان او، شترهای سواری دیگر استفاده نخواهند شد. (در میان پیروانش کینه،) بغض و حسد از بین خواهد رفت. مسیح موعود مردم را به سوی مال و ثروت فرا می‌خواند، اما هیچ‌کس آن را نخواهد پذیرفت. در روایتی دیگر آمده است که او اموال فراوانی را مانند آب جاری خواهد کرد، اما کسی آن را قبول نخواهد کرد.
در مورد کشتن دجال، روایتی به این مضمون نقل شده است: «هنگامی که دجال حضرت عیسی را ببیند، مانند نمکی که در آب حل می‌شود، ذوب خواهد شد و فرار خواهد کرد.»
(حجج الکرامه تالیف نواب صدیق حسن خان از بوپال، رهبر اهل حدیث) فیطلبه حتّٰی یدرکه بباب لُدّ فیقتله (مسلم) وَفی روایة وتطلع الشمس من مغربها (مشکوٰة) و فی روایة لوکان الایمانُ عندالثریا لناله رجلٌ من هٰؤلاءِ(ای ابناء فارس) (بخاری) هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ (سوره توبه: ۳۳) حضرت عیسی دجال را مسیح موعود او را تعقیب کرده و سرانجام در نزدیکی دروازه لُد او را دستگیر و از بین خواهد برد. طبق روایتی در صحیح بخاری، در زمان مسیح موعود، آفتاب از غرب طلوع خواهد کرد. حتی اگر ایمان در جهان چنان کمیاب شود که گویی به ستاره ثریا رفته است، شخصی کامل با اصالت فارسی آن را دوباره به جهان باز می‌گرداند. (به عبارت دیگر، همین مسیح موعود ایمان گمشده را دوباره در جهان برقرار می‌کند.) خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «اوست آن خدایی که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه ادیان پیروز گرداند، هرچند مشرکان خوش نداشته باشند». (مفسران این آیه را مربوط به زمان مسیح موعود دانسته و به صراحت نوشته‌اند که این وعده الهی در زمان او محقق خواهد شد.)

در رابطه با ماموریت‌های گفته شده در احادیث نخست باید بررسی کنیم که منظور از شکستن صلیب چیست؟ هر انسان خردمندی می‌داند که منظور از شکستن صلیب این نیست که مسیح موعود به دنبال شکستن صلیب‌های ظاهری چوبی باشد، یا اینکه او مأمور شده تا آخر عمر به شکستن صلیب‌های چوبی بپردازد. زیرا در ابتدا، این کار دور از شأن یک فرستاده الهی است که تنها برای شکستن چوب مبعوث شده باشد. همچنین، این کار نمی‌تواند سود واقعی داشته باشد. آیا با شکستن صلیب چوبی می‌توان مسیح‌پرستی را از بین برد؟ آیا با این کار، چوب در تمام جهان نابود خواهد شد و مسیحیان در آینده نخواهند توانست صلیب بسازند؟ باید به خاطر داشت تا زمانی که افکار نادرست مسیحیت قدرتمند باشد، صلیب به شکلی استوار وجود خواهد داشت. شادمانی کردن صرفاً به خاطر شکستن صلیب چوبی، کاری کودکانه است و جز خوشحال کردن دشمنان، هیچ سود دیگری نخواهد داشت. صلیب تنها زمانی می‌شکند که دل‌های مسیحیان فتح شود و قدرت دین مسیحیت درهم شکسته شود. این امر با ارائه دلایل محکم برای اثبات بطلان آن محقق می‌شود. بدون تردید، در این صورت صلیب ظاهری چوبی نیز خواهد شکست. زیرا وقتی جهان از عقاید مسیحیت رویگردان شود، ناگزیر صلیب شکسته و دور انداخته خواهد شد. این نکته را هم به خاطر داشته باشید که تصور نابودی کامل دین مسیحیت در جهان، اندیشه‌ای نادرست است. زیرا بر اساس آیه صریح قرآن کریم: فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ (سوره مائده، آیه ۱۵) «پس ما تا روز قیامت میانشان (یهود و نصاری) دشمنی و کینه افکندیم» روشن می‌شود که مسیحیت تا قیامت وجود خواهد داشت. همچنین، مفهوم شکستن صلیب به معنای نابودی کامل آیین مسیح نیست، بلکه به این معناست که قدرت و غلبه مسیحیت کاهش خواهد یافت و به جای آنکه در ردیف ادیان قدرتمند جهان قرار گیرد، در زمره مذاهب ضعیف و شکست خورده محسوب خواهد شد.
پرسش دوم این است که منظور از کشتن دجال چیست؟ در این باره، همان‌طور که ثابت شده، دجال نام یک شخص خاص نیست، بلکه منظور از آن اقوام مسیحی و کشیش‌های آنهاست. به نظر نمی‌رسد که منظور از کشتن دجال، کشتار گروهی این اقوام باشد. بدون شک، مقصود از کشتن دجال این است که اقوام مسیحی، افکار باطل مذهبی آنها، و غلبه‌ی مادی‌گرایی و فلسفه‌ی دروغین آنها از بین خواهد رفت. در اینجا نکته‌ی مهم قابل توجه این است که منظور از دجال تنها مسیحیت نیست، زیرا مسیحیت در زمان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نیز وجود داشت و با ایشان رویارویی کرد و شکست خورد. پس اگر تفکر باطل مسیحیت و پیروانش دجال باشند، این دجال با پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم رویارویی کرده و شکست هم خورده است. از طرفی، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرمایند: «دجال تنها به دست مسیح موعود کشته خواهد شد» و نیز می‌فرمایند: «اگر دجال در زمان من پدیدار شود، من با او مقابله خواهم کرد». بنابراین مشخص می‌شود که دجال در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وجود نداشته است. پس باید از کلمه‌ی دجال مفهومی برداشت شود که در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پدیدار نشده باشد. آن چه می‌تواند باشد؟ این همان غلبه‌ی جهانی عقیده‌ی باطل مسیحیت و گسترش آن در سراسر زمین است. همچنین پیشرفت‌های اقوام مسیحی و فتنه‌ی مادی‌گرایی که به وجود آمده و مانند سیل بزرگ در جهان پخش شده، نیز دجال محسوب می‌شود. همچنین افکار باطلی که در دوران فیج اعوج در میان مسلمانان رواج یافته و باعث تقویت عقاید مسیحی شده، دجال به شمار می‌آید. برای مثال، اعتقاد به زنده بودن حضرت مسیح و به آسمان رفتن او، و اینکه خداوند به جای محمد صلی الله علیه و آله و سلم حضرت مسیح را برای اصلاح امت محمدی حفظ کرده است. همچنین باور به اینکه از میان همه پیامبران تنها حضرت مسیح از تماس شیطان پاک بوده، و قدرت خلق پرندگان و زنده کردن مردگان را داشته است. این‌ها همه اجزای طلسم دجال هستند. این مسائل در زمان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم وجود نداشتند. یعنی نه غلبه افکار باطل مسیحیت بر جهان سایه افکنده بود، نه علوم جدید مادی خطرناک شده بودند، نه فتنه‌های مهیب در راه دین پدید آمده بودند، و نه افکار خود مسلمانان آشفته و حامی مسیحیت شده بود. پس همین امور ذکر شده و طرفداران آنها در حقیقت دجال هستند. این باورها و افکاری هستند که در زمان حاضر پدیدار شده‌اند. بنابراین، منظور از کشتن دجال، از بین بردن همین دجال‌هاست. به عبارت دیگر، مقصود از کشتن دجال، نابود کردن همین غلبه و تأثیرات خطرناک مسیحیت است که در این دوران ظهور کرده‌اند. خداوند را سپاس که به دست حضرت میرزا، آثار نابودی دجال آشکار شده است. دجال چنان ضربه‌هایی خورده و می‌خورد که از آن جان سالم به در نخواهد برد و در حقیقت در حال جان کندن است. حتی نزد افراد زیرک، او مرده به حساب می‌آید. هر کس که بصیرت دارد، می‌تواند این را ببیند.
پرسش سوم این است که منظور از گداختن دجال چیست؟ پاسخ این است که خداوند به مسیح موعود چنان هیبت و توانایی روحانی خواهد بخشید که دجال در برابر او خود به خود شروع به گداختن و به تحلیل رفتن می‌کند. دست و پایش بی‌جان خواهد شد و از رویارویی با مسیح موعود هراسان خواهد بود. در زمان مسیح موعود، خداوند نیروهای پنهانی را چنان به حرکت درخواهد آورد که دجال را از درون نابود خواهد کرد. چنانکه در آتی بیان خواهد شد، این نشانه‌ها در حال ظهور هستند.
پرسش چهارم این است که: “باب لُد” به چه معناست؟باید بدانیم که برخی از محدثین می‌گویند “لُد” نام مکانی در نزدیکی دمشق است، اما این نظر شخصی آنهاست. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در این باره تأویل مشخصی نفرموده‌اند. بنابراین، ما اجازه داریم به شکلی منطقی آن را تفسیر کنیم. به نظر ما، “لد” یک واژه عربی است که جمع کلمه “اَلَد” می‌باشد و به معنای “جنگجو” یا “مجادله‌کننده” است. همچنین در قرآن کریم آمده است که “وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ” یعنی او سرسخت‌ترین جدل‌کننده است. (سوره بقره: ۲۰۵) همچنین می‌فرماید “قَوْمًا لُدًّا” یعنی “قوم ستیزه‌جو”. پس از نظر لفظی، “باب لُدّ” یعنی “دروازه ستیزه‌جویان”. بنابراین، معنای حدیث نبوی این است که مسیح موعود، دجال را در دروازه جدل‌کنندگان یا ستیزه‌جویان خواهد کشت. به عبارت دیگر، دجال از مسیح موعود فرار خواهد کرد و سرانجام مسیح موعود او را نزد دروازه ستیزه‌جویان دستگیر کرده و از بین خواهد برد. با این توضیح، دیگر مشکلی باقی نمی‌ماند زیرا معنای روشن کلام این است که دجال از رویارویی با مسیح موعود فرار می‌کند، اما مسیح موعود او را تعقیب کرده و سرانجام در میدان بحث و مناظره او را شکست می‌دهد. به عبارت دیگر، از بین بردن دجال نه با شمشیر، بلکه با دلایل و براهین صورت خواهد گرفت.
پرسش پنجم که تحلیل آن ضروری است این است: منظور از “به سوی مال فرا خواندن” چیست؟پاسخ ساده این است: منظور از مال، ثروت‌های معنوی است که مسیح موعود به فراوانی به جهانیان عرضه کرد، اما آنها نپذیرفتند. همچنین اشاره‌ای به این موضوع وجود دارد که مسیح موعود برای مخالفانش جوایز قابل توجهی تعیین خواهد کرد تا پیش بیایند و با او مقابله کنند و جایزه بگیرند. اما هیچ یک از مخالفان برای مقابله حاضر نشده و مستحق دریافت جایزه نخواهد شد. بدین ترتیب، مسیح موعود به مخالفان خود مال پیشکش خواهد کرد، اما هیچ کس از آنان نخواهد پذیرفت. اگر چنین نباشد، تقسیم اموال مانند افراد ثروتمند برای یک شخص روحانی کار نیکی محسوب نمی‌شود.
با توجه به نکات ذکر شده، ماموریت مسیح موعود و مهدی معهود را می‌توان در سه بخش اصلی خلاصه کرد:
اول: در موضوعات اختلافی داخلی، با عدالت و حکمت داوری خواهد کرد.
دوم: از اسلام در برابر حملات خارجی، به‌ویژه از سوی مسیحیت و مادی‌گرایی، دفاع خواهد کرد. اسلام را بر همه ادیان پیروز خواهد ساخت و پیام آن را به سراسر جهان، به‌خصوص کشورهای غربی مانند اروپا و آمریکا و غیره خواهد رساند و به راه تبلیغ آنجا را فتح می‌کند.
سوم: ایمان از دست رفته را دوباره در جهان احیا خواهد کرد.
این سه وظیفه مهم و بزرگ برای مسیح موعود تعیین شده است. حضرت میرزا به لطف خداوند متعال این وظایف را به بهترین شکل انجام داده‌اند و پس از ایشان، جانشینانشان – که از نظر حکم شامل حضرت میرزا می‌شوند – این راه را ادامه می‌دهند. حتی دشمنان غیرمتعصب نیز چاره‌ای جز پذیرش این حقیقت ندارند. برای دانستن بیشتر به مقالات «داوری عادلانه و حکیمانه راجع به اختلافات امت اسلامی توسط حضرت میرزا غلام احمد امام مهدی و مسیح موعود علیه السلام» و مقاله «دفع حملات خارجی و غالب و پیروز ساختن اسلام در برابر دیگر ادیان جهان توسط حضرت میرزا غلام احمد امام مهدی و مسیح موعود علیه السلام» و مقاله «بازگرداندن ایمان از ثریا به زمین توسط حضرت میرزا غلام احمد امام مهدی و مسیح موعود علیه السلام» مراجعه کنید.