آیا مسیح موعود و مهدی یک شخص هستند یا دو شخصیت جداگانه؟

۷باید دانست که امروزه اکثر مسلمانان بر این باورند که مسیح و مهدی دو وجود جداگانه هستند. اما اگر عمیق‌تر بیندیشیم، متوجه می‌شویم که این یک اشتباه است و با فرموده پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مغایرت دارد. پیش از پرداختن به این بحث، لازم است مختصراً بدانیم که مسلمانان درباره مهدی چه دیدگاه‌هایی دارند. باید توجه داشت که در روایات مربوط به مهدی، اختلاف‌نظرهای فراوانی وجود دارد که موجب سردرگمی خوانندگان می‌شود. این اختلافات تقریباً در تمام جنبه‌های مربوط به مهدی دیده می‌شود. به عنوان مثال، درباره اصل و نسب مهدی دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد: گروهی معتقدند مهدی از نسل حضرت فاطمه (رضی الله عنها) خواهد بود. این گروه خود به دو دسته تقسیم می‌شوند: برخی می‌گویند مهدی از نسل امام حسن (رضی الله عنه) است. برخی دیگر معتقدند از نسل امام حسین (رضی الله عنه) است. گروه دیگری بر این باورند که مهدی هم از نسل امام حسن و هم از نسل امام حسین خواهد بود. یعنی اگر مادرش از نسل امام حسن باشد، پدرش از نسل امام حسین خواهد بود و برعکس. برخی دیگر می‌گویند مهدی از نسل حضرت عباس(رضی الله عنه) خواهد بود، نه از نسل حضرت فاطمه. و عده‌ای نیز معتقدند مهدی از نسل حضرت عمر (رضی الله عنه) خواهد بود. برخی روایات نشان می‌دهند که مهدی الزاماً به قوم خاصی تعلق ندارد، بلکه تنها شرط این است که از امت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم باشد. علاوه بر این، درباره نام مهدی و نام پدرش نیز اختلاف نظر وجود دارد: برخی احادیث نام مهدی را محمد، برخی احمد و برخی دیگر عیسی ذکر کرده‌اند. اهل سنت معتقدند نام پدر مهدی عبدالله خواهد بود، اما شیعیان می‌گویند نام پدرش حسن است. همچنین درباره محل ظهور مهدی و مدت زمان ماموریت او در جهان نیز دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. نکته قابل توجه این است که در مورد مهدی، تقریباً در هر موضوعی اختلاف نظر وجود دارد. جالب اینجاست که گروه‌های مختلف برای تأیید ادعای خود، احادیث گوناگونی را ارائه می‌کنند (در این زمینه می‌توانید به کتاب “حجج الکرامة” تألیف نواب صدیق حسن خان نیز مراجعه کنید). از آنجا که نمی‌توان همه احادیث مربوط به مهدی را صحیح دانست، امام بخاری و امام مسلم در کتاب‌های صحیح خود، باب ویژه‌ای به این موضوع اختصاص نداده‌اند. آنها حتی یکی از این احادیث را هم قابل اعتبار ندانسته‌اند. همچنین، برخی از علمای متأخر نیز تمام احادیث مربوط به مهدی را ضعیف شمرده و صراحتاً اعلام کرده‌اند که تمام روایات موجود درباره مهدی، خالی از ابهام و سؤال نیستند (برای اطلاعات بیشتر به کتاب “حجج الکرامة” مراجعه کنید).
بنابراین، این سؤال طبیعتاً مطرح می‌شود که علت وجود این همه اختلاف نظر چیست؟ تا آنجا که ما بررسی کرده‌ایم، یکی از دلایل این اختلاف نظرها می‌تواند این باشد: اگرچه درباره مهدی به طور خاص وعده داده شده، اما پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به طور کلی از ظهور چندین مهدی در زمان‌های مختلف و شرایط گوناگون خبر داده‌اند. به همین دلیل، وجود تفاوت در روایات اجتناب‌ناپذیر است. در اینجا یک سوء تفاهم رخ داده و آن این است که همه روایات درباره یک شخص تصور شده‌اند، در حالی که این روایات درباره افراد مختلف بوده‌اند. علاوه بر این، واقعیتی که ما شاهد آن هستیم این است که هر قوم و گروهی تمایل دارد همه خوبی‌ها را به خود نسبت دهد. زمانی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پیشگویی کردند در امت ایشان مهدی ظهور خواهد کرد، هر قوم و قبیله‌ای آرزو کرد این مهدی موعود از میان آنها باشد. از آنجا که همه افراد متقی و خداترس نیستند، برخی احادیثی جعل کردند تا نشان دهند مهدی از گروه آنهاست. همین امر باعث ایجاد اختلاف در احادیث شد. اما احادیثی که مهدی را به قوم خاصی منسوب نمی‌کنند و فقط او را فردی از امت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم معرفی می‌کنند، قابل پذیرش هستند. زیرا دلیلی برای جعلی دانستن آنها وجود ندارد. چه نیازی بود کسی حدیثی بسازد که صرفاً بگوید مهدی یکی از افراد امت اسلام خواهد بود؟ اما برای تردید درباره دخل و تصرف بعدی در احادیثی که مهدی را به یک گروه یا قوم خاص مرتبط کرده‌اند، دلایل کافی وجود دارد.
با توجه به این اختلاف‌نظرها، شایسته است مهدی را به قوم خاصی منسوب نکنیم. به طور خلاصه، بهتر است تنها به این باور اکتفا کنیم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم درباره ظهور مهدی در آخرالزمان از میان امت خود پیشگویی کرده‌اند. این رویکرد محتاطانه و خردمندانه برای ما مناسب‌تر است. اگر معتقد باشیم که مهدی از نسل حضرت فاطمه خواهد بود، اما او از خاندان ‌حضرت عباس ظهور کند، این باور خود مانعی برای ایمان آوردن به مهدی خواهد شد. همچنین اگر بر این باور باشیم که مهدی از نسل حضرت عباس خواهد بود، اما او از خاندان ‌حضرت فاطمه یا حضرت عمر پدیدار شود، باز هم از ایمان آوردن به او محروم می‌شویم. برای حفظ ایمان خود، بهتر است مهدی را به قوم خاصی منسوب نکنیم و تنها بر این باور باشیم که او از میان امت و پیروان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم خواهد بود. با چنین ایمانی، همواره در امان خواهیم بود. حتی اگر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مهدی را به قوم خاصی نسبت داده باشند، باز هم مشکلی پیش نمی‌آید. زیرا در نهایت، جزء تابع کل است.
نکته قابل توجه دیگر این است که با وجود اختلاف نظرهای فراوان درباره نام مهدی و پدرش، اکثریت معتقدند نام مهدی «محمد» و نام پدرش «عبدالله» خواهد بود. روایات موجود در این زمینه، گرچه خالی از نقد و بررسی نیستند، اما نسبت به سایر روایات از نظر اصول روایی وزن بیشتری دارند. بنابراین ترجیح دادن این نظر دور از انصاف نخواهد بود. با این حال، حتی پذیرش این دیدگاه تأثیری بر ادعای حضرت میرزا نمی‌گذارد. زیرا آیه «وَآخَرِینَ مِنْهُمْ» در سوره جمعه نشان می‌دهد که در آخرالزمان، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم قوم دیگری را نیز به صورت روحانی تربیت خواهند کرد. به عبارت دیگر، در آخرالزمان مظهری از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مبعوث خواهد شد که به رنگ ایشان درآمده و گروهی را تربیت خواهد کرد. بنابراین، ما معتقدیم که نامیدن مهدی به محمد و پدرش به عبدالله توسط پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به این معناست که مهدی شخصیتی مستقل نیست، بلکه منظور ایشان توضیح پیشگویی مطرح شده در سوره جمعه بوده است. در واقع، هدف از به کار بردن نام محمد بن عبدالله برای مهدی، ذکر نام و نشان او نبود، بلکه مقصود پیامبر این بود که ظهور مهدی همانند بعثت خود ایشان است؛ گویی که وجود مهدی همان وجود پیامبر است. مفهوم سخنان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم همین است. در حدیث نیامده که نام مهدی محمد بن عبدالله خواهد بود، بلکه ایشان چنین فرموده‌اند: “یُوَاطِئ اِسْمُهٌ اِسْمِیْ وَ اِسْمُ اَبِیْهِ اِسْمَ اَبِی” (مشکواة، باب نشانه‌های قیامت)یعنی: “نام مهدی همنام من خواهد بود و نام پدر مهدی همنام پدر من خواهد بود. “این شیوه بیان نشان می‌دهد که منظور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اشاره به اصل و منشأ خودشان بوده است.
دوم اینکه درباره نسب مهدی، این دیدگاه معتبر وجود دارد که او از خاندان اهل بیت خواهد بود. سایر نظرات در مقایسه با این دیدگاه، اعتبار کمتری دارند. صحت این دیدگاه غیرقابل انکار است، زیرا می‌دانیم هنگامی که آیه «آخرین منهم» نازل شد، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در پاسخ به پرسش یاران خود، دست مبارک خود را بر شانه سلمان فارسی رضی الله عنه گذاشته و فرمودند: «لَوْ کَانَ الْاِیْمَانُ عِنْدَ الثُّرَیَّا لَنَالَهُ رَجُلٌ مِنْ هَؤُلَاءِ» (بخاری، کتاب التفسیر، تفسیر سوره جمعه)یعنی: «اگر ایمان به ثریا هم برسد، مردی از این قوم آن را پایین خواهد آورد.» به این ترتیب، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اشاره کردند که مهدی از قوم سلمان فارسی رضی الله عنه که اصالتاً فارس بود، خواهد بود. اکنون از سوی دیگر می‌بینیم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در جریان غزوه احزاب درباره سلمان فارسی رضی الله عنه چنین فرمودند: «سَلْمَانُ مِنَّا اَهْل الْبَیْت» (طبرانی کبیر و مستدرک حاکم)یعنی: «سلمان از اهل بیت ما است.» بر این اساس، استفاده از عبارت «اهل بیت» درباره مهدی، نه تنها با ادعای حضرت میرزا مخالفتی ندارد، بلکه تأییدکننده آن نیز هست. این یک نکتۀ ظریف است که نباید آن را فراموش کرد. همانطور که از حدیث صحیح ثابت شده، مهدی اصالتاً فارسی است و طبق روایات عمومی، از اهل بیت نیز محسوب می‌شود. علاوه بر این، می‌بینیم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم درباره مسیح و مهدی می‌فرمایند: «یُدْفَنُ مَعِی فِی قَبْرِی» (مشکوة، کتاب الفتن، باب نزول عیسی ابن مریم) یعنی «او با من در قبر من دفن می‌شود.» منظور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از این سخن، اشاره به وحدت روحانی بوده است. وگرنه تصور اینکه روزی مدفن مبارک ایشان حفر شود و مسیح و مهدی در آن دفن شوند، سخنی دور از خرد و غیرت است که هیچ مسلمان صادق و باغیرتی حتی برای یک لحظه هم نمی‌تواند آن را بپذیرد. بنابراین، حقیقت این است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در تمام سخنان خود به این واقعیت اشاره کرده‌اند که مهدی مظهر ایشان خواهد بود و بعثت او به معنای بعثت خود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خواهد بود.
پس از این توضیحات مقدماتی، اکنون به فضل خداوند ثابت می‌کنیم که مهدی و مسیح دو شخص جداگانه نیستند، بلکه دو نام برای یک وجود واحد هستند که با توجه به دو مقام و منزلت متفاوت به او داده شده‌اند. نخستین چیزی که ما را راهنمایی می‌کند که مسیح و مهدی یک وجود هستند، مفهوم کلمه «مهدی» است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم کلمه «مهدی» را به عنوان یک اسم معرفه بیان نفرموده‌اند، بلکه آن را به صورت یک صفت بیان کرده‌اند. مهدی یعنی «هدایت داده شده». از برخی احادیث برمی‌آید که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم واژه «مهدی» را برای افرادی به کار برده‌اند که مهدی موعود نیستند. مثلاً ایشان درباره خلفای خود می‌فرمایند: «الخلفاء الراشدین المهدیین» (ابوداوود و ترمذی). یعنی «خلفای من مهدی هستند». پس روشن می‌شود که همه خلفای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مهدی هستند. از آنجا که پذیرفته شده است مسیح موعود در میان خلفای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم جایگاه ویژه‌ای دارد، بنابراین او از همه مهدی‌ها برتر است. مهدی‌ای که از همه برتر باشد، همان مهدی موعود یا مهدی وعده داده شده است. چون طبق فرمایش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم همه خلفا مهدی هستند، پس لازم است مهدی موعود کسی باشد که به طور خاص درباره او وعده داده شده باشد. بنابراین ثابت شد که افراد دیگری نیز مهدی خواهند بود، اما کسی که به طور خاص درباره‌اش وعده داده شده، همان مسیح است.
همچنین در حدیثی آمده که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: “کَیْفَ تهلک امة انا اوّلها و عیسی ابن مریم اٰخرها”چگونه امتی هلاک می‌شود که من در آغازش هستم و عیسی پسر مریم در پایانش؟ (کنزالعمال، جلد ۷، ص ۲۰۳) و در جای دیگر می‌فرمایند: خیر هذه الامّة اولها و اٰخرها اوّلها فیهم رسول الله واٰخرُها فیهم عیسی بن مریم وبین ذلک فیج اعوج لیسوا منی و لستُ منهم “بهترین افراد این امت، اولین و آخرین آنها هستند. در ابتدا رسول خدا در میانشان است و در انتها عیسی پسر مریم. و بین این دو، گروهی کج‌رو هستند که نه از من هستند و نه من از آن‌ها.” (کنزالعمال، جلد ۷، ص ۲۰۲)
بنابراین، اگر مهدی موعود آخرالزمان شخصی غیر از حضرت مسیح باشد، لازم بود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از هر دوی آنها یاد می‌کردند و می‌فرمودند که هر دو در آخرالزمان ظهور خواهند کرد و امت ایشان را هدایت خواهند نمود. اما ایشان چنین نفرمودند، بلکه تنها نام حضرت مسیح را ذکر کردند. از این موضوع می‌توان نتیجه گرفت که مسیح و مهدی یک شخص هستند و به همین دلیل تنها به ذکر نام مسیح بسنده شده است. نکته‌ای که باید در آن تأمل کرد این است که برخی می‌گویند مهدی امامت خواهد کرد و مسیح به او اقتدا خواهد نمود. آیا جای تعجب نیست که هنگام صحبت از نجات امت، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نام پیرو را می‌برند اما نامی از امام نمی‌آورند؟ در حدیثی دیگر، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم تنها دو گروه را نیک و هدایت‌یافته نامیده‌اند: نخست گروهی که مستقیماً به دست ایشان تربیت شده‌اند، و دوم پیروان مسیح موعود. ایشان به پیروان مهدی اشاره‌ای نکرده‌اند، بلکه به روشنی فرموده‌اند که در فاصله میان این دو گروه، یعنی گروه نخستین و گروه واپسین، مردمانی کج‌رو و گمراه خواهند بود. از این سخن آشکار می‌شود که مهدی از مسیح جدا نیست، بلکه همان مسیح است. زیرا با توجه به دو جنبه مهم شخصیت او، دو نام برایش در نظر گرفته شده است.
نکته قابل توجه دیگر این است که مأموریتی که در احادیث برای مسیح موعود ذکر شده، تقریباً همان مأموریتی است که به مهدی نسبت داده شده است. این نیز نشان می‌دهد که مسیح و مهدی جدا نیستند، بلکه یک شخصیت واحد هستند. علاوه بر این، در احادیث ویژگی‌های ظاهری مسیح و مهدی مشابه توصیف شده است (مسند احمد بن حنبل). پس چگونه می‌توان پذیرفت که آنها دو شخصیت جداگانه باشند؟ همچنین در حدیث آمده است که اگر یک خلیفه برحق موجود باشد و در آن زمان شخص دیگری ادعای خلافت کند، او را بکشید. یعنی اگر شرایط جنگ باشد با او مقابله کنید و او را بکشید، در غیر این صورت او را همچون مرده‌ای فرض کرده و به کلی با او قطع رابطه کنید. حال با وجود این تعلیم، چگونه می‌توان وجود دو خلیفه را در یک زمان پذیرفت؟ بر اساس اصول اسلامی، در یک زمان تنها یک نفر امام است و بقیه افراد پیرو او هستند. این نیز می‌تواند دلیلی باشد بر اینکه مسیح و مهدی دو فرد جدا نیستند، بلکه دو نام برای یک شخص هستند که در آخرالزمان خلیفه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم خواهد بود.
تا به اینجا ما از استدلال بهره گرفتیم، اما اکنون حدیثی را نقل می‌کنیم که در آن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به روشنی فرموده‌اند که مسیح و مهدی یک شخص واحد هستند. ایشان می‌فرمایند: “لَا الْمَهْدِیُّ إِلَّا عِیسَی” (ابن ماجه، باب شدة الزمان) یعنی: “مهدی کسی جز عیسی نیست.” توجه کنید که چگونه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با وضوح کامل این اختلاف را حل کرده‌اند. ایشان تصریح می‌کنند که مسیح و مهدی دو فرد جداگانه نیستند، بلکه به جز مسیح موعود، مهدی دیگری وجود ندارد. کسی که به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ایمان دارد، در برابر این سخنان ایشان سر تعظیم فرود می‌آورد. اما در دل کسانی که کژی وجود دارد، هزاران دلیل می‌تراشند. ما با آنها کاری نداریم و مخاطب ما تنها کسانی هستند که در مکتب معنوی آموخته‌اند سر تسلیم در برابر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرود آوردن، عین سعادت است.
در حدیث دیگری، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به صراحت مسیح موعود را به عنوان مهدی معرفی کرده‌اند. ایشان چنین می‌فرمایند: “یُوشِکُ مَنْ عَاشَ فِیکُمْ أَنْ یَلْقَی عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ إِمَامًا مَهْدِیًّا وَحَکَمًا عَدْلًا فَیَکْسِرُ الصَّلِیبَ وَ یَقْتُلُ الْخِنْزِیرَ. . . یعنی: “آن کسی از شما که آن زمان زنده بود عیسی پسر مریم را ملاقات می‌کند که امام مهدی و داور عادل خواهد بود، او صلیب را می‌شکند و خوک را می‌کُشد. . . ” بنگرید که در این حدیث هم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به روشنی می‌فرمایند که حضرت عیسی علیه السلام همان امام مهدی خواهد بود. اما جای تعجب است که امروزه به خاطر ایمان آوردن به فرمایشات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ما را کافر و مرتد می‌خوانند و دستورات ایشان را مانند چیزی بی‌ارزش کنار می‌گذارند. صد افسوس بر حال کسانی که چنین می‌کنند!
با توجه به دلایل گفته شده، مشخص شد که مسیح و مهدی یک شخص واحد هستند. اما سؤال این است که چرا با وجود راهنمایی‌های پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مبنی بر یکی بودن مهدی موعود و مسیح موعود، مسلمانان آنها را دو شخص جداگانه می‌دانند؟پاسخ این است که اکثر مسلمانان بر این باورند که حضرت عیسی علیه السلام به آسمان برده شده و در آخرالزمان دوباره به زمین بازخواهد گشت. از طرف دیگر، درباره‌ی مهدی معتقدند که او در میان امت اسلامی ظهور خواهد کرد. بنابراین، تا زمانی که مسلمانان بر این باور نادرست پافشاری کنند که گویا حضرت عیسی علیه السلام از آسمان نازل می‌شود، امکان ندارد که مسیح و مهدی را به عنوان یک شخص واحد بپذیرند. آری، اگر مسلمانان در مورد مسیح به باور درستی برسند و بپذیرند که عیسای ناصری درگذشته است، پذیرش اینکه مسیح موعود و مهدی یک شخص واحد هستند، برایشان آسان‌تر خواهد شد. اما تا زمانی که معتقدند یکی از زمین ظهور می‌کند و دیگری از آسمان نازل می‌شود، نمی‌توانند آنها را یک فرد واحد بدانند. پیش‌تر درباره‌ی حکمت نام‌گذاری یک شخص با دو نام مختلف سخن گفتیم و نیازی به تکرار آن نیست. خلاصه اینکه آمدن این شخص در آینده برای مقاصد گوناگونی است که از میان آن‌ها، دو هدف مهم شکستن صلیب و اصلاح امت محمدی قرار داده شده است. از این رو، از جنبه‌ی شکننده‌ی صلیب به نام عیسی مسیح و از جنبه‌ی اصلاح‌کننده‌ی امت محمدی به نام محمد مهدی خوانده شده است.
برخی می‌گویند در احادیث آمده که پیش از آمدن مسیح، مهدی در جهان حضور دارد و امامت خواهد کرد و مسیح به او اقتدا خواهد نمود. از این رو نتیجه می‌گیرند که مهدی و مسیح دو شخص جداگانه هستند. اما این استدلال درست نیست، زیرا با دلایل محکم ثابت شده که در زمان ظهور مسیح، مهدی دیگری نخواهد بود. بنابراین نمی‌توان این احادیث را به معنای ظاهری پذیرفت و لازم است آنها را طوری تفسیر کنیم که با احادیث صحیح دیگر در تضاد نباشند. اگر این دیدگاه را در نظر بگیریم، مشکلی باقی نمی‌ماند. توضیح آن اینکه: شخصی که قرار است بیاید، از نظر مقام مهدویت، نماینده و مظهر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است و از لحاظ مقام مسیحیت، نماینده و مظهر حضرت عیسی علیه السلام می‌باشد. در این مورد هیچ تردیدی وجود ندارد که صفت مهدویت او بر صفت مسیحیت‌اش غلبه دارد. به همین دلیل، این مفهوم به صورت مجازی چنین بیان شده که گویا مهدی امام و مسیح مقتدی خواهد بود. یعنی در شخصیت موعود، مقام مهدویت او از مقام مسیحیت‌اش برتر خواهد بود و صفت مسیحیت او پیرو صفت مهدویت‌اش خواهد بود. اینکه گفته می‌شود مهدی پیش از مسیح در جهان حضور خواهد داشت، به این معناست که آن مصلح موعود ابتدا در مقام مهدویت ظهور می‌کند و سپس ادعای مسیحیت خواهد کرد. درست همانطور که خداوند حضرت میرزا را واداشت تا نخست اعلام مجددیت قرن چهاردهم کند – که همان مقام مهدویت است – و پس از چند سال، خود را مسیح موعود معرفی کند. اگر کسی بصیرت دارد، می‌تواند این حقیقت را درک کند.
از توضیحات فوق، ابتدا این نکته ثابت شد که روایات متناقض درباره مهدی نشان می‌دهند که یا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم درباره مهدی‌های مختلف پیشگویی کرده‌اند و متأسفانه همه این پیشگویی‌ها به اشتباه درباره یک شخص در نظر گرفته شده‌اند، یا اینکه در این رابطه برخی از احادیث نادرست و جعلی وجود دارند. در واقع، این هر دو تفسیر به نوبه خود صحیح هستند. دوم اینکه ثابت شد در زمان ظهور مسیح موعود، مهدی جداگانه‌ای وجود نخواهد داشت، بلکه پیشگویی درباره مسیح و مهدی در یک وجود واحد محقق خواهد شد.