پیشگویی درباره یک فتنه خطرناک در آخر زمان
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم همان طور که به طور کلی درباره ظهور مجددین پیشگویی کردند، همزمان نیز خبر دادند که در آخر زمان فتنههای بسیار سخت و غیرمعمولی پدیدار خواهند شد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: دانش صحیح از میان خواهد رفت و تعالیم اصلی قرآن از قلبهای مردم محو میشود. ایمان از دنیا رخت برمیبندد و مادیگرایی قدرت خود را نشان خواهد داد. اعمال مردم فاسد میشود و مسلمانان گام به گام در بداعمالیهای خود از یهودیان پیروی خواهند کرد. در میان آنها اختلاف بسیار خواهد بود و مسلمانان به فرقههای بسیاری تقسیم میشوند. وضعیت علما به طور خاص بد خواهد شد، تا جایی که علما بدترین مخلوقات زیر آسمان خواهند بود. اسلام از هر سو در محاصره مصیبتها قرار خواهد گرفت و همه ادیان علیه اسلام یورش خواهند برد، اما دین مسیحیت به طور خاص قدرت زیادی خواهد داشت و دجال با لشکریانش به اسلام حمله خواهد کرد. خلاصه، چه از نظر داخلی و چه از نظر خارجی، آن زمان برای اسلام دوران بسیار سختی خواهد بود، به گونهای که نه پیش از آن چنین زمانی آمده و نه پس از آن خواهد آمد. (رجوع شود به کتب احادیث، ابواب الفتن و غیره)
وضعیت کنونی اسلام و مسلمانان
حال بیایید ببینیم آیا زمان پیشبینی شده فرا رسیده یا خیر. آیا واقعاً وضعیت دینی مسلمانان مطابق با تصویری که در بالا ترسیم شد، نیست؟ چند نفر از صمیم قلب به خداوند ایمان دارند؟ نه فقط به زبان و از روی عادت، بلکه ایمانی که پیشتر توصیف شد. چند نفر از ته دل به رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم باور دارند؟ چه تعداد به نزول وحی، فرشتگان، رستاخیز، تقدیر خیر و شر، و پاداش و مجازات اخروی اعتقاد راسخ دارند؟ چند نفر با آموزههای اسلامی آشنایی دارند؟ چه تعداد حقیقت اسلام را میشناسند؟ چه تعداد افراد واقعاً به نماز، روزه، زکات و حج پایبند هستند؟ چند نفر دین را بر دنیا مقدم میدانند؟ آیا در جهان اسلام شاهد رواج شرابخواری، زنا، قمار، رباخواری، دزدی، قتل، فریبکاری، دروغگویی و حرامخواری نیستیم؟ آیا زندگی روحانیون عصرحاضر میتواند الگوی مناسبی باشد؟ آیا این حقیقت ندارد که بسیاری از روحانیون در درجه اول بیدین، بداخلاق و بدکردار هستند؟ آیا آنها ماهیت واقعی اسلام را تحریف نکردهاند؟ آیا حد و مرزی برای اختلافات درونی باقی مانده است؟ آیا شکوه و عظمت اسلام نیز در حال از بین رفتن نیست؟
این است وضعیت درونی اسلام. و از طرف دیگر اسلام به گونهای مورد حملات بیرونی قرار گرفته که گمان میرود به زودی از بین خواهد رفت. هر گروه و قومی علیه اسلام وارد میدان مبارزه شده و از هر سو به اسلام حمله میکنند. به پیامبر اسلام، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم اعتراضات بسیار ناشایستی میشود. شخصیت والای ایشان هدف اتهامات بسیار پست و حقیرانه قرار گرفته است. آموزههای اسلامی به شکلی بسیار نازیبا به مردم معرفی میشود و مورد تمسخر قرار میگیرد. مسیحیت کاملاً قدرتمند شده و در آغوش حکومتها نشسته، با سرکوب ادیان دیگر تغذیه میشود و در حال پیشرفت است. آیین هندو نیز تحت پرچم قوم آریایی سر بلند کرده و به اسلام حمله میکند. بیدینی نیز به صورت چهرهای زیبا جلوهگر میشود و در سراسر جهان دام خود را میگستراند. در چنین شرایطی، کشتی اسلام در طوفانی خطرناک گرفتار شده است. به نظر میرسد بدون یاری خداوند، رسیدن این کشتی به ساحل امنیت ناممکن باشد. این وضعیت به روشنی نشان میدهد که ما در همان زمانی قرار داریم که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم دربارهاش به ما هشدار داده بودند. اگر با دقت بنگریم، درمییابیم که نه تنها پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بلکه هر پیامبری پیروان خود را از این دوران پرآشوب برحذر داشته است. در حقیقت، این زمانه نه فقط برای اسلام، بلکه برای تمام ادیان چالشی بزرگ به شمار میآید. امروز اگر مسیحیت قدرتمند به نظر میرسد، این قدرت نه از خود مسیحیت، بلکه از اندیشههای نادرستی است که پس از درگذشت بنیانگذار آن، وارد این دین شدهاند. حتی این قدرت از آن اندیشهها هم نیست، بلکه ناشی از پیروان مسیحیت است که مادیگرایی و بیدینی را در جهان گسترش دادهاند. خلاصه اینکه، این دوران پر از آشوبهایی است که همه پیامبران دربارهاش پیشگویی کرده و هر یک پیروان خود را هشدار دادهاند.
درمان فتنههای آخرالزمان
کار پیامبر تنها هشدار دادن و آگاهی بخشیدن نیست، بلکه نشان دادن راه درمان نیز از وظایف اوست، تا اگر کسی بخواهد خود را اصلاح کند، نجات یابد. همانطور که همه پیامبران درباره فتنههای آخرالزمان هشدار دادهاند، آنها همچنین پیشبینی کردهاند که در آن زمان، خداوند یک مصلح روحانی را برمیگزیند. این سنت دیرینه خداوند است که از طریق آن مصلح، کار اصلاح جهان را انجام میدهد و تاریکیها را از مردم دور میکند. پیامبران همچنین نشانههای این مصلح روحانی را بیان کردهاند تا بر اساس آنها شناخته شود. به همین دلیل، امروزه همه اقوام در انتظار مصلح خود هستند و همگی بر این باورند که زمان پیشبینی شده فرا رسیده است. مسلمانان منتظر مسیح و مهدی هستند، مسیحیان امیدوار به بازگشت مسیح خود هستند، هندوها چشم به راه «اوتار» خود هستند و دیگر ادیان نیز منتظر منجی خود میباشند. اما متأسفانه به جز اسلام، پیروان سایر ادیان دچار این کجفهمی شدهاند که گویا دین آنها همچنان زنده است. در حالی که به غیر از اسلام، همه ادیان دیگر دوران حیات خود را به پایان رساندهاند. دلیل این امر آن است که پس از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در هیچ دین دیگری افرادی پیدا نشدهاند که با کلام و خطاب الهی مفتخر شده باشند و خداوند از طریق الهام خویش آنان را برای اصلاح جهان برگزیده باشد. و همچنین آنان آیات و نشانههای تازهای از خداوند متعال را به جهانیان نشان داده و با دلایلی از جانب خدا، حقانیت خود را اثبات کرده باشند. اگر چنین نباشد، پس چگونه میتوان آن دین را زنده دانست؟ مطلب این است که اکنون به جز اسلام، در هیچ امت دیگری مصلح روحانی نمیتواند ظهور کند. از این رو مقدر شده بود تا همه پیامبران علیهمالسلام در دین اسلام در قالب یک شخص ظهور کنند و او همه امتها را اصلاح نماید. به همین دلیل، شخص مبعوث شونده برای مسلمانان مهدی، برای مسیحیان مسیح، و برای هندوها کریشنا خواهد بود. از این رو، ما به جهانیان مژده میدهیم که شخص موعود آمده و در قالب حضرت میرزا غلام احمد قادیانی ظهور کرده است. پس اگر کسی چشم بینا دارد، ببیند و اگر گوش شنوا دارد، بشنود. خداوند وعده خود را به جا آورد و پیشگوییهای پیامبران علیهمالسلام محقق شد. پذیرفتن یا نپذیرفتن آن به عهده مردم است. خوشا به حال کسانی که زمان را شناختند و این مصلح را پذیرفتند و وارث نعمتهای الهی شدند؛ نعمتهایی که از ازل برای پیروان انبیا مقدر شده بود. اما افسوس و صد افسوس بر کسانی که شب و روز در انتظار مصلح بودند، ولی وقتی آمد او را انکار کردند و مورد خشم خدا قرار گرفتند. اگر به دنبال دلیل و برهان هستید، کمبودی وجود ندارد. اما حقیقت این است که برای دیدن، چشم بینا لازم است. حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم بیش از همه دلیل و معجزه آورد، اما چشمانی که توان دیدن نداشتند، ایشان را هم ندیدند. چه تعداد مردم بودند که آنحضرت را که ماه تابان انوار و خورشید هدایت است، پذیرفته بودند؟ آیا حکیم مکه ایشان را پذیرفت؟ آیا فیلسوفان یونان توانستند حضرت پیامبر را درک کنند؟ آیا چشمان تیزبین اروپاییان توانستند ایشان را ببینند؟ قرآن چه زیبا فرموده است: مَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَا هَادِيَ لَهُ (اعراف: ۱۸۷) وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ (بقره: ۲۷) وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا (عنکبوت: ۷۰) یعنی کسی که خداوند او را گمراه کرده باشد، چه کسی میتواند او را هدایت کند؟ خداوند فقط کسانی را که قلباً کور باشند گمراه میکند، وگرنه کسانی که در راه ما با نیت پاک تلاش میکنند، ما حتماً آنها را به راه راست هدایت خواهیم کرد.
