جماعت احمدیه جماعتی مسالمت‌آمیز و صلح‌طلب

حضرت امیرالمومنین خلیفة المسیح الخامس ایده الله تعالی بنصره العزیز در خطاب به پارلمان بریتانیا فرمودند: ’’ جماعت‌ما پرچم‌دار صلح و امنیت و برادری و مدارا است. باور و شعار ‌ما ’’عشق به همه و نفرت از هیچ‌کس‘‘ است. بعضی از غير مسلمانان که ارتباط نزدیکی با ما پیدا می‌کنند، بسیار شگفت زده می‌شوند که جماعت احمدیه پیام خود مبنی بر صلح و امنیت و برادری را مستقیماً به اسلام نسبت می‌دهد، علت تعجبشان این است که آنها مشاهده می‌کنند علمانماهای اسلامی و نهادهای وابسته به آنها افکار و رفتار کاملاً متفاوتي دارند و پیغام کاملاً متفاوتي می‌دهند. درباره این تفاوت لازم می‌بينم توضیح دهم که ما مسلمانان احمدی بر این باوریم که در عصرحاضر انديشه جهاد با شمشیر کاملاً اشتباه و شايسته انكار است؛ لیکن دیگر علمای اسلام نه تنها آن را تبلیغ می‌کنند بلکه به آن عمل نیز می‌کنند. و به سبب چنين عقایدي در نقاط مختلف جهان چندین نهادِ اسلامی تندرو و افراطی به وجود آمده‌ است.
تنها نهادها و گروه‌ها نیستند که در حال شکل‌گیری‌اند بلکه افرادی نیز پیدا می‌شوند که با عمل به این عقاید اشتباه به اهداف شخصی می‌رسند. مثال تازه‌ی آن قتل فجیع یک سرباز بریتانیایی در کوچه‌های لندن بود، این حمله هیچ ارتباطی با تعالیم حقیقی اسلام نداشت؛ بلکه به عکس، اسلام این قبیل حرکت‌ها و فعالیت‌ها را به شدت محکوم می‌کند. چنین توطئه‌های شیطانی نشان می‌دهد كه تفاوت آشكاري بین تعالیم حقیقی اسلام و تعالیم با تفسير اشتباه وجود دارد. برخی مسلمان‌نماها با انگیزه‌های پنهان خود آن تعاليم اشتباه را پیشه می‌کنند. این نکته را هم می‌خواهم خاطرنشان سازم که عکس العمل بعضی گروه‌ها به این رفتار هم درست نیست زیرا با چنین عکس العمل‌هایی صلح و امنیت جامعه می‌تواند از بین برود.
حال، به این نکته می‌پردازم که چه مدرکی داریم که عقیده‌یما مطابق با تعالیم اسلامی درست است و اما عقايد دیگران اینگونه نیست. درحقیقت نکته اصلی درخور تأمل این است که اجازه استفاده از شمشیر یا زور فقط منوط به زمانی است که به نام دین، جنگي علیه اسلام تحمیل شود. در عصر حاضر هیچ کشوری وجود ندارد که ضديت با دین اسلام را اساس و مبنا قرار داده و علیه آن، اعلام جنگ کند. بنابراین، به هیچ وجه برای مسلمانان جایز نیست که به نام دین به دیگران حمله‌ور شوند زیرا که این امرکاملاً مغایر با تعالیم قرآن شریف است.
قرآن شریف فقط علیه آن کسانی اجازه‌ی به دست گرفتن شمشیر داده است که آنها علیه اسلام اعلام جنگ نموده و به شمشیرکشی روی آورده باشند. نکته مهم دیگر این است که چنانچه شهروندی به کشور خود یا به هموطنان خود آسیب برساند، وی صریحاً علیه تعالیم اسلام عمل می‌کند. حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم فرموده‌اند: کسی که خون بی‌گناهی را بریزد مسلمان نیست. از منظر حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم این قبیل افراد گناهکارند و ایمانشان بسیار ضعیف است.
اینک به ويژگي هاي ديگري از اسلام می‌پردازم که ثابت می‌کند تعالیم اسلام، متعالی، صحیح و مبتنی بر روشن‌فکری است و تصویری از اسلام که بعضی از فرق اسلامی ارائه می‌دهند هیچ ارتباطی با اسلام ندارد. این نکته هم آشکار خواهد شد که هدفشان از اینچنین اقداماتي صرفا رسیدن به اهداف پلیدشان است که به خاطر آن از نام اسلام سوءاستفاده می‌کنند.
تاکید و سفارشی که اسلام به مدارا و مسالمت‌جویی نسبت به ادیان دیگر دارد، نظیري ندارد. برخی از افراد بر این باورند که تا وقتی که اشتباهات ادیان دیگر ثابت نشود حقانیت دینشان به اثبات نمی‌رسد در حالی که دیدگاه اسلام کاملاً برعکس است. آموزه‌ی اسلامی اینگونه است که اسلام دینی برحق است که براي تمام انسان‌ها فرستاده شده است به علاوه، پیامبران خدا براي سایر ملت‌ها و مردم برانگیخته شده‌اند و قرآن شریف به صراحت این نکته را ذکر کرده است. خداوند متعال می‌فرماید که همه‌ی پیامبران از طرف خداوند متعال با پیام و آموزه‌ی مهر و محبت مبعوث شده‌اند لذا وظیفه‌ی مسلمان حقیقی است که بدون هیچ تبعیضی به همه‌ی پیامبران ایمان بیاورد. هیچ دین دیگری مانند دین اسلام با این ميزان از صراحت و یقین، تعریف و تمجید و سفارش نمی‌کند. مسلمانان باور دارند که پیامبران براي تمامي اقوام و مناطق برانگیخته شده اند لذا هیچ مسلمانی نمی‌تواند آنها را دروغگو بپندارد و اجازه ندارد که به هیچکدام از ایشان به دیده‌ی تحقیر بنگرد یا به باد تمسخر بگیرد و همچنین حق ندارد که دل پیروان ادیان دیگر را برنجاند.
با نهایت تأسف باید بگوییم که رفتار بعضی از افراد غیر مسلمان کاملاً برعکس این اخلاق است، آنان هیچ فرصتی را از دست نمی‌دهند تا بنیانگذار اسلام صلی الله علیه و سلم را مسخره کنند و دشنام دهند و بدینوسیله دل مسلمانان را به درد می‌آورند. ما به سبب عقایدمان خواهان مسالمت‌جویی و مدارای مخلصانه دینی و درک متقابلیم. متاسفانه وقتی که بعضی از اقشار مردم با احساسات مردم بازی می‌کنند آنگاه برخی از افراد مسلمان‌نما در عکس العمل به تحرکات انجام شده ؛ رفتاری کاملاً اشتباه و بی‌مسئولانه از خود نشان می‌دهند. این واکنش‌ها هیچ ربطی به تعالیم اسلام ندارد. به همین خاطر شما هیچگاه احدی از مسلمانان احمدی را مشاهده نمی‌کنید که هر اندازه هم که تحریک شده باشد عکس العمل نادرستي از خود بروز دهد.
اتهام بسیار زشتی که به بنیانگذار اسلام صلی الله علیه و سلم و قرآن شریف زده می‌شود این است که ایشان تندروی و خشونت را تعلیم داده‌اند و به کارگيري زور و قدرت را برای تبلیغ اسلام تشویق نموده‌اند، برای جواب دادن به این تهمت و پی بردن به حقیقت ببینیم که قرآن شریف چه می‌گوید؛ خداوند متعال می‌فرماید: چنانچه پروردگارت می‌خواست، تمام کسانی که بر روی زمین زندگی می‌کنند، همگی باهم ایمان می‌آوردند، آیا تو می‌توانی مردم را مجبور کنی که ایمان بیاورند؟ [یونس: ۱۰۰]
این آیه تصریح می‌نماید که خداوندِ تمام قدرت‌ها به راحتی می‌توانست تمامی انسان‌ها را به اجبار بر دین واحد جمع کند ولی او به جای این کار، به انسان‌ها اختیار داد که ایمان بیاورند یا انکار کنند. پس وقتی خدای تعالی به انسان آزادی و اختیار عمل داده است، چطور ممکن است که حضرت محمد رسول الله صلی الله علیه و سلم یا احدی از پیروانشان کسی را به زور مسلمان کند؟ خدای تعالی در قرآن شریف می‌فرماید: بگو حق از طرف پروردگارتان آمده، [حال] هر که بخواهد ایمان بیاورد و هر که بخواهد انکار کند. [کهف: ۳۰]
این حقیقت اسلام و تعلیم اصلی آن است. اگر دل کسی به اسلام متمایل شود، آزاد است که به آن بگرود؛ اما اگر کسی به آن اطمینان خاطر پیدا نمی‌کند، وی نیز آزاد و مختار است که آن را انکار کند. بنابراین، اسلام به طور کلی مخالف زور و اکراه و تندروی و خشونت است بلکه اسلام درمیان تمام اقشار جامعه صلح و امنیت و وحدت را تشویق می‌نماید.
درحقیقت برای اسلام غیر ممکن است که زور و اکراه را تعلیم دهد زیرا خود کلمه‌ی «اسلام» به معنی زندگی کردن با صلح و امنیت و فراهم کردن آن برای انسان است. لیکن زماني که برخی از غیر مسلمانان احساسات دینی‌مان را جریحه‌دار می‌کنند، درد و رنج فراواني را متحمل مي‌‌شویم، هر رفتار یا سخن تحقیرآمیزی که درباره حضرت محمد، پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم گفته ‌شود، جگرمان را می‌سوزاند. این بنیانگذار اسلام صلی الله علیه و سلم بودند که در دل‌هایمان عشق به خدا و مهر و محبت به مخلوق را نهادینه کرده‌اند، ایشان بودند که در وجودمان احترام و محبت به انسان و تمامي ادیان دیگر را رسوخ دادند. چه دلیل محکم‌تری به جهت اثبات صلح‌آمیز بودن تعالیم اسلام می‌تواند از پاسخ معاندان اسلام به حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم باشد، چه وقتی ایشان آنها را به اسلام دعوت کردند، آنان نگفتند که با دعوت اسلام، حضرت پیامبر صلی الله علیه و سلم آنها را به ظلم و گناه سوق می دهند بلکه نگرانی‌شان این بود که با پذیرش اسلام، موقعیت و ثروتشان به خطر می‌افتد و تحت سلطه‌ی مردم سنگدل و بی‌رحم مخالف اسلام قرار می‌گیرند. حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم فقط بر موارد صلح و آشتی تاکید می‌کردند. آنان این خطر را اذعان نمودند که در صورت اسلام آوردن و پیشه کردن راه صلح و امنیت؛ افراد قبایل همسایه یا ملت‌های دیگر آنان را نابود می‌کنند. خلاصه اینکه اگر اسلام تعلیماتش بر پایه ظلم بود و به شمشیرکشی و جنگاوري دستور می‌داد، کافران هرگز در مقام انکار، چنین سخنانی را عنوان نمی‌کردند و هرگز نمی‌گفتند که در پسِ اسلام نیاوردنشان دلهره اين را دارند که تعليم صلح‌طلبانه اسلام نتواند جلوي نابودیشان به دست دنیاطلبان را بگيرد.
قرآن شریف یکی از صفات خدای تعالی را «السلام» بیان نموده است. یعنی سرچشمه‌ی صلح و سلامتی. از این رو اگر خدا واقعاً سرچشمه‌ی صلح باشد آنگاه صلح و آسایشش به جای این که مختص به گروهی خاص باشد، باید تمام مخلوقاتش و تمامی انسان‌ها را دربر گیرد. چنانچه این صفت، صرفاً مختص افراد خاصي باشد در آن صورت نمی‌توان گفت که او خدای تمام جهان است. خدای تعالی به این مسئله، در قرآن شریف پاسخ داده است، می‌فرماید: ترجمه: به یاد آر هنگامی که [پیامبر اسلام] گفت: پروردگارا، این مردم هرگز ایمان نخواهند آورد. پس تو از آنها روی بگردان و بگو سلام، اینان بزودی به حقیقت پی خواهند برد. (زخرف: ۸۹-۹۰)
این سخنان نشان می‌دهد که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم تعالیمی را آوردند که مایه رحمت و شفقت برای همه مردم بود و وسیله‌ای برای ایجاد صلح و امنیت در بين تمامي انسان‌ها بود. اين آیه همچنین تصریح می‌کند که در پاسخ به پیام صلح‌طلبانه‌ی پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم معاندان تنها به انکار آن پیام اکتفا نکردند بلکه آن‌حضرت را تحقیر و مسخره هم نمودند؛ حتی پا را فراتر گذاشتند و در مقام مخالفت، با ایشان دشمنی کردند و دست به فتنه و فساد زدند. با این وجود، حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم در پيشگاه الهی تنها التماس کردند که ’’ من که خواهان صلح و سلامتی برای آنان هستم اما آنان نمی‌گذارند که در صلح و امنیت زندگی کنم و هیچ فرصتي براي آزار رساني به من را از دست نمی‌دهند.‌‌‘‘
در پاسخ، خداوند متعال در این کلمات به آن‌حضرت تسلی داد: به آنچه انجام می‌دهند بی‌اعتنا باش و رهایشان کن. وظیفه‌ی تو ایجاد و نشر صلح و امنیت در جهان است. در پاسخ به نفرت و ظلمشان به آنها فقط بگو که ’’سلام بر شما‘‘ و توجيه شان كن که برایشان فقط پیام صلح و امنیت را آورده‌ای.
پس، حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم تمام حیات خود را برای نشر و برقراری صلح و امنیت در جهان وقف نمودند و هدف آن‌حضرت هم همين بود. بدون شك آن روز فرا می‌رسد که انسان متوجه شود که حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم هرگز آموزش خشونت و تندروی را نیاوردند بلکه ایشان پیامی مبنی بر صلح و امنیت و مهر و مودت آورده بودند. پس اگر پیروان این پیامبر عظیم هم در پاسخ به ظلم و ستم‌ها، همین مهر و شفقت را از خود نشان دهند آنگاه بدون شک روزی می‌رسد که معترضان و منتقدان به تعالیم عالی اسلام حسن و زیبایی و حقانیت این تعالیم را پذیرا می‌شوند.
اعضای جماعت احمدیه به همین تعالیم عمل می‌نمایند و مطابق با آن زندگی می‌کنند. اين تعالیم رواداری و مدارا و همدردی است که آنها را تا اقصی نقاط جهان نشر می‌دهیم. ما از اسوه تاریخی و کم نظیر مهربانی و نیکوکاری را دنباله روي می‌کنیم که حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم طی سالیان سال علي رغم مواجه شدن با تلخ‌ترین و وحشتناک‌ترین ظلم ها و شکنجه ها، به هنگام ورود پیروزمندانه به خیابان‌های مکه از خود نشان دادند. چندین سال آن‌حضرت و پیروانشان حتی از نیازهای اولیه زندگی همچون آب و غذا محروم نگهداشته شدند حتی آن‌حضرت صلی الله علیه و سلم و پیروانشان مجبور می‌شدند که چندین روز متوالی گرسنگی بکشند و علاوه‌براین، به پیروان آن ‌حضرت حمله می‌شد بعضی از آنها با چنان روش شدید بی‌رحمانه و وحشيانه اي کشته می‌شدند که تصورش هم براي ذهن انسان سخت است تا حدي که از مسلمانان مرد و زن مسن و کودکان هم نمی‌گذشتند بلکه با آنان نیز به شیوه‌ای بی‌رحمانه و وحشیانه رفتار می‌كردند. با این حال، هنگامی که حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم پیروزمندانه به مکه بازگشتند، هرگز در صدد انتقام‌جویی نبودند بلکه اعلام نمودند که هیچ کس از شما مجازات نمی‌شود، من همه‌ی شما را بخشیده‌ام. من پیام‌آور عشق و صلح هستم، و بیش از همه از صفت خدا ’’سرچشمه‌ی صلح‘‘ آگاهم، اوست که صلح و آرامش عطا می‌کند، پس من از تمام ظلم و ستم‌های گذشته‌تان می‌گذرم و صلح و سلامتی‌تان را تضمین می‌کنم، آزادید که در مکه بمانید و آزادانه به دین خود عمل کنید، هیچ کسی به هیچ نحوی مورد اجبار و اکراه قرار داده نخواهد شد.
برخی از سرسخت‌ترین کافران به خاطر ترس از مجازات از مکه گریخته بودند، زیرا می‌دانستند در ظلم و ستم خود علیه مسلمانان فراتر از تمامي حد و مرزها رفته بودند. با این حال، بستگان این کافران با مشاهده کردار و رفتار بی‌نظیر و سرشار از شفقت و مهربانی و نمایش بی‌نظیر صلح و همبستگی[از جانب پیامبر اسلام] به آنان پیام فرستادند که بازگردند و تسلای خاطر دادند که حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم صلح و آرامش را گسترش داده‌اند؛ بنابراین، آنان به مکه باز گشتند. وقتی اینان که سرسخت‌ترین معاندان اسلام بودند، با چشم خود لطف و رحمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم را دیدند، به میل خویش اسلام را پذیرفتند.
آنچه عرض کردم شمه اي از تاریخي است که ثبت شده است و اکثر مورخان و مستشرقان غیر مسلمان نیز بر صحت آن گواهی داده‌اند. مواردی که بیان کردم تعالیم حقیقی اسلام و نمونه‌ی عالی حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم است. بنابراین، برچسب خشونت و تندروی به اسلام و بنیانگذار آن و طرح چنین اتهاماتی علیه آنها امری ظالمانه است. هرزمان و در هرکجا چنین ايراد نادرستی مطرح می‌شود، ما عمیقاً متأسف می‌شویم.
شايسته است مجدداً بگویم که امروزه تنها جماعت‌ما، جماعت اسلامی احمدیه است که از آموزه‌های اصیل و مسالمت‌آمیز اسلام پیروی نموده و مطابق با آن زندگی می‌کند. تکرار می‌کنم که اعمال شیطانی مملو از نفرت که توسط سازمان‌های تندرو یا افراطیون انجام می‌شود، هیچ ارتباطی با آموزه‌های واقعی اسلام ندارد. انصاف و عدالت حکم می‌کند که منافع شخصی افراد یا گروه‌ها را نباید به آموزه‌های یک دین نسبت داد. اینگونه اعمال را نباید بهانه‌ای برای انتقاد ناعادلانه از هیچ دین یا بنیانگذار آن قرار داد. به واقع، نیاز فوری زمانه است که در تلاش برای برقراری صلح و همبستگی جهانی، همه مردم باید احترام متقابل را نسبت به یکدیگر و برای همه ادیان نشان دهند، وگرنه انتخاب‌های دیگر بسیار ترسناکند.
کره زمین اینک مبدل به دهکده‌ی جهانی شده است لذا عدم احترام متقابل و عدم همبستگي به یکدیگر برای ترویج صلح نه تنها به منطقه محلی، شهر یا کشور آسیب مي‌‌رساند، بلکه در نهایت منجر به نابودی تمام جهان می‌شود. همه ما از ویرانی هولناک ناشی از دو جنگ جهانی به خوبی آگاهیم. با توجه به اقدامات برخی کشورها، نشانه‌هایی دیده می‌شود که جنگ جهانی دیگری نزدیک است.
اگر جنگ جهانی آغاز شود، جهان غرب نیز عمیقاً تحت تأثیر پیامدهای گسترده و ویرانگر آن قرار خواهد گرفت. بیایید خود را از این نابودی حفظ کنیم، بیایید نسل‌های آینده خود را از پیامدهای بد و ویرانگر جنگ نجات دهیم. بدیهی است که وحشتناک‌ترین نوع جنگ، جنگ اتمی است و مطمئناً مسیری که جهان در پیش گرفته است، خطر واقعی وقوع یک جنگ هسته‌ای را گوشزد مي‌‌كند. برای جلوگیری از چنین نتیجه وحشتناکی، باید عدالت، درستکاری و صداقت را پيشه کنیم و برای سرکوب و متوقف ساختن گروه‌هایی که می‌خواهند نفرت‌پراکنی کنند و صلح جهاني را از بین ببرند، دست به دست هم دهیم .
امید و دعای من این است که خداوند متعال به قدرت‌های بزرگ توفیق دهد که به وظایف و مسئولیت‌های خود در این راستا به نحو احسن و به عادلانه‌ترین وجهي عمل کنند. آمین