اثبات وفات حضرت مسیح ابن مریم از سوره آل عمران
داشتن این اعتقاد که حضرت عیسیٰ علیه السلام هنوز زنده هستند کاملاً علیه قرآن و احادیث پیامبر گرامی ﷺ است؛ قرآن کریم این امر را روشن کرده است که مسیح ناصری وفات یافتهاند و در احادیث هم آمده است کسی که در آخر الزمان میآید آن مسیح و مهدی از امتِ محمدی میباشد نه از بنی اسرائیل.
آیهای از قرآ ن را تقدیم میکنم که اصحاب پیامبر گرامی نیز بر آن شهادت دادهاند. خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: وما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل(آل عمران۱۴۵) یعنی حضرت محمد فقط یک رسول است و تمام انبیا که قبلش آمده بودند وفات یافتند.
این آیه حاکی از وفات تمام انبیای گذشته است. در این آیه الف و لام که با کلمه الرسل آمده است استغراقی است. یعنی کلمه الرسل تمام پیامبران را دربرمیگیرد و هیچ رسولی بیرون از این کلمه نیست چنانکه حضرت عیسیٰ علیه السلام پیش از پیامبر گرامی ﷺ آمدهاند پس مطابق با این آیه ایشان هم درگذشتند و بههمین علت است که حضرت پیامبرﷺ در شب معراج حضرت مسیح را در بخش فوت شدگان دیدند.
رویدادی مربوط به این آیه نقل شده است به اینصورت که وقتی حضرت محمد ﷺ وفات یافتند تمام اصحاب ایشان به سبب جدایی از پیامبر خداﷺ بسیار غمگین بودند حتی بعضی از آنها گفتند که پیامبر گرامی ﷺ فوت نکردهاند بلکه زنده هستند. و حضرت عمر رضی الله عنه نیز از این درد فراق چنان بی حال شده بودند که شمشیر به دست گرفتند و اعلام کردند که اگر کسی بگوید که حضرت پیامبر ﷺ فوت کردهاند، سرش را از تن جدا میکنم. ایشان نمردند بلکه زنده هستند. حضرت عمر اصلاْ باورشان نمیشد که محبوب خدا به ایشان داغ وداع برند و راهی عالم علوی شوند. در این وقت تنگ، حضرت ابوبکر رضی الله عنه نقش خیلی بزرگی را ایفا کردند و نزد پیکر مطهر حضرت پیامبر ﷺ تشریف آوردند و پیشانی مطهر ایشان را بوسیدند و سپس جمع صحابه مورد خطاب قرار دادند. و سخنرانی پر از معرفت خویش را با تلاوت این آیه آغاز فرمودند: مامحمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل (آل عمران: ۱۴۵) و فرمودند، کسانی که خداوند متعال را میپرستیدند وی حی و قیوم است و کسانی که حضرت پیامبر ﷺ را میپرستیدند، بدانند که ایشان فقط یک پیامبر بودند نه بیش از آن. و تمام پیامبران گذشته فوت کردند و حضرت پیامبرما ﷺ نیز همانند آنها فوت کردهاند. آنگاه تمام صحابه وفات حضرت پیامبر ﷺ را پذیرفتند. حضرت عمر رضی الله میفرمایند: احساس کردم که این آیه امروز نازل گردیده است و با شنیدن این آیه من مردم و زنده شدم.
از این رویداد برمیآید که آنگاه تمام اصحاب پیامبر ایمان داشتند که تمام پیامبران قبلی فوت کردهاند و هیچ کسی زنده نیست، چون اگر کسی زنده بود، این عاشقان بی قرار با این دلیل حضرت ابوبکر رضی الله اصلا آرام و قرار نمیگرفتند و وفات حضرت پیامبر را باور نمیکردند. بلکه میگفتند که اگر حضرت عیسی تا هماکنون میتواند در آسمان زنده باشد، چرا پیامبرما ﷺ که از تمام پیامبران هزاران درجه بهتر هستند، نمیتوانند زنده باشند. اما اینان چنین سوالی را مطرح نکردند، بنابراین تمام اصحاب پیامبرﷺ بر وفات تمام پیامبران قبلی اجماع کردند و در اسلام اجماعی که اصحاب پیامبرﷺ کرده باشند، غیر از آن وجود نخواهد داشت. پس این رویداد برای حل مسئله زنده بودن حضرت مسیح در آسمان بعد از قرآن، مدرک خیلی بزرگی میباشد چون انکار حوادث تاریخی ممکن نیست.
حضرت حسان بن ثابت رضی الله عنه بعد از این رویداد شعر بسیار زیبایی سرودند:
کنت السواد لناظری
فعمی علیک الناظر
من شاء بعدک فلیمت
فعلیک کنت احاذر
یعنی ای پیامبر محبوب و عزیز دلم شما روشنایی و بینایی چشمانم بودید و بعد از رفتن شما چشمانم کور گشت بعد از جدایی شما هرکسی بمیرد تحملش برایم آسان است من فقط درمورد شما میترسیدم که شما ما را داغ جدایی ندهید چون جدایی از شما غیر قابل تحمل است.
گروهی از مسلمانان اعتقاد دارند که همان عیسی ابن مریمی که در ملت بنی اسرائیل مبعوث شده بودند، دوباره در آخرالزمان خواهند آمد ولی این درست نیست. از قرآن و تاریخ دوران حضرت پیامبر ﷺ به اثبات رسید که حضرت عیسی فوت کردند، پس اگر ایشان فوت نمودند، آنگاه ممکن نیست که آدم مرده به دنیا بازگردد، چون خداوند متعال درمورد مردگان میفرماید: حرام علی قریة اهلکناهم انهم لا یرجعون. «انبیا: ۹۶» یعنی بر مردم آن آبادی که هلاکشان ساختیم، ممنوع است که به دنیا بازگردند.
چیز دیگری نیز مانع آن است که حضرت عیسی علیه السلام دوباره برای دنیا و امت محمدی مبعوث شوند. خداوند متعال در مورد ماموریت حضرت عیسی علیه السلام میفرماید: رسولا الی بنی اسرائیل.« آل عمران:۵۰» یعنی ماموریت حضرت عیسی طبق قرآن مخصوص بنی اسرائیل است، نه برای امت محمدی. پس اگر همان حضرت مسیح علیه السلام برگردند، در آنصورت آیا این آیه منسوخ میشود؟ یا اینکه ایشان اولین کاری که بهمحض آمدنش انجام می دهند بعضی آیات قرآنی را منسوخ میشمارند اما این اصلا قابل پذیرش نیست. قرآن تا قیامت وجود خواهد داشت و هیچگاه منسوخ شدنی نیست. پس این عقیده آمدن حضرت مسیح علیه السلام به سوی امت محمدی موجب نسخ قرآن نیز میگردد، پس این عقیده از هر لحاظ باطل است و اصلاً جایی در اسلام ندارد.
ممکن است برای بعضی مردم شرح معنی واژه «خلا» از لغتنامههای عرب مفید واقع شود، پس آن را نیز تقدیم میکنم تا اطمینان حاصل شود که خلا به معنی مرگ استفاده میشود. در لسان العرب آمده است که؛
خلا فلان اذ مات (لسان العرب)
خلا الرجل ای مات (اقرب الموارد)
خلا فلان ای مات (تاج العروس شرح قاموس مجلد۱۰)
همینطور شعرای عرب این کلمه را به معنی موت و وفات بکار بردهاند؛ در دیوان الحماسه از اسموال بن عادیا شعری آمده است؛
اذا سید منا خلا قام سید (دیوان الحماسه)
نه فقط از اصحاب پیامبر گرامی بلکه از لغات عرب و از کلام شعرای عرب این مفهوم بهوضوح یافت میشود که معنی خلا یا خلت، وفات یافتن است.
قرآن کریم این مسئله خلا را نیز حل میکند، چون القرآن یفسر بعضه بعضا میباشد یعنی: قرآن، خودش را تفسیر میکند. خداوند متعال میفرماید: ماالمسیح ابن مریم الا رسول قد خلت من قبله الرسل .مائده:۷۶
یعنی مسیح ابن مریم جز فرستادهای نیستند، و پیامبران پیشین نیز درگذشتند.
در این آیه تمام مفسرین از کلمه خلا این معنا را برداشت می کنند که تمام انبیای گذشته فوت کردند، چرا وقتی همین کلمه برای حضرت پیامبر میآید معنایش عوض میشود؟ این کلمه خلا در قرآن شریف تنها یک بار نیامده است بلکه در آیات دیگری هم بکار رفته است به عنوان مثال سه آیه را نقل میکنم؛
تلک امة قد خلت (البقره ۱۳۵، ۱۴۲)
الذین خلوا من قبلهم (یونس ۱۰۳)
قد خلت من قبلها امم ( الرعد ۳۱)
در این آیات واضح است که معنی خلا یا خلت مرگ است. مفسرین هم بر این معنا اتفاق نظر دارند؛ مثلاً در تفسیر مظهری نوشته شده است؛
قد خلت. مضت و ماتت من قبله الرسل فسیموت هو ایضا (مجلد ۲، ص ۱۴۷)
صاحب جامع البیان مینویسد؛
قد خلت من قبله الرسل بالموت او القتل فیخلوا محمد صلی الله علیه وسلم
و در تفسیر خازن و سراج منیر نیز در معنی موت ترجمه شد. و صاحب تفسیر بحر مواج مینویسد؛
به این معنا که بدرستی که او پیغمبران گذشتهاند و همه از جهان رفتهاند. (مجلد ۱ ص۴۱۳)
خلاصه کلام، از این بحث به این نتیجه میرسیم که حضرت عیسی علیه السلام وفات یافتهاند و کسی که در آخرالزمان میآٓید از امت محمدی میباشد.
حضرت میرزا غلام احمد قادیانی ادعا فرمودند که خداوند متعال مرا به عنوان مسیح موعود فرستاده است و این وظیفه من است که بطلان عقاید مذهب صلیبی را ثابت کنم چون اطلاق لفظ مسیح برای منجی موعود، به این اشاره دارد که وی تاروپود مذهب مسیحیت را ازبین خواهد برد. ایشان میفرمایند:
چون مرا نوری پی قوم مسیحی دادهاند
مصلحت را ابن مریم نام من بنهادهاند
