حقیقت پیمان پیامبران

در قرآن كريم دو آیه آمده است که یکی از آنها، میثاق النبیین را تعریف می‌‌‌‌کند مبني بر اينكه از پیروان پیامبران پیمان گرفته می‌‌‌‌شود که در آینده به پیامبران بعدي ایمان بیاورند. و سپس در سوره احزاب آیه‌‌‌‌ای است که می‌‌‌‌گوید: این پیمان از حضرت پیامبر اسلام هم گرفته شده است. سوالي كه در اين‌‌باره مطرح مي‌‌شود اين است كه آیا میثاق به این معناست که بعد از حضرت پیامبر اکرم هم پیامبرانی خواهند آمد؟
حضرت: بیایید اين دو آیه را یکی‌‌ یکی بخوانیم و با کلمات دقیق آیه درمورد آنها بحث کنیم. ابتدا آیه‌‌‌‌ای که در سوه الاحزاب است را می‌خوانیم؛ خداوند متعال می‌فرماید: وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثَاقَهُمْ وَمِنكَ وَمِن نُّوحٍ وَإِبْرَاهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَأَخَذْنَا مِنْهُم مِّيثَاقًا غَلِيظًا [احزاب: ۸] ترجمه آیه اینگونه است: به یاد آور هنگامی را که از پیغمبران پیمان گرفتیم و همچنین از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی پسر مریم. (آری!) از آنان پیمان محکم و استواری گرفتیم. آیه‌ی‌‌ دیگری از سوره آل عمران است.
حال، این سوال مطرح می‌‌‌‌شود که اين کدام میثاق یا پیمانی است که قرآن كريم به آن ارجاع می‌‌‌‌دهد؟ و معنی آن چیست؟ اکنون ما آیه‌‌‌‌ای را که در سوره آل عمران و درباره‌ی‌‌ میثاق النبیین یعنی پیمان پیامبران توضیح داده است را ذكر مي‌‌كنيم. خداوند متعال می‌فرماید: وَإِذْ أَخَذَ اللَّـهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَىٰ ذَٰلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ [ترجمه: به خاطر بیاورید) هنگامی را که خداوند پیمان مؤکّد از (یکایک) پیغمبران (و پیروان آنان) گرفت که زماني‌‌كه کتاب و حكمت را به شما دهم و پس از آن پیغمبری آید و (دعوت او موافق با دعوت شما باشد و) آنچه را که با خود دارید تصدیق نماید، باید به‌‌او ایمان بیاورید و وی را یاری دهید. (و به‌‌آنان) گفت: آیا (بدین موضوع) اقرار دارید و پیمان مرا بر این کارتان پذیرفتید؟ گفتند: اقرار مي‌‌كنیم (و فرمان را مي‌‌پذیریم. خداوند بدیشان) گفت: پس (برخی بر برخی از خود) گواه باشید و من هم با شما درز زمره‌ی‌‌ گواهان هستم. مترجم]
از این آیه روشن شد که پیمان پیامبران که در سوره الاحزاب ذکر شده است، آن پیماني است که در این آیه ذکر شده است چرا‌‌که هیچ پیمان دیگري وجود ندارد که از آن، به عنوان میثاق النبیین یا پیمان پیامبران در قرآن كريم یاد شده باشد. اکنون سوال اینجاست که چرا خداوند متعال به حضرت پیامبر اسلامﷺ می‌‌‌‌گوید که این پیمان را از تو نيز گرفتیم. جالب است که این آیه در سوره الاحزاب است که حاوي آیه خاتم النبیین نیز مي‌‌باشد. این نکته بسیار مهم است که باید به خاطر سپرده شود که چطور ممکن است که در قرآن كريم حرفی وجود داشته باشد که با گفتار بسیار اساسی و مهم خاتم النبیین تضاد داشته باشد و آن حرف متضاد هم در یک سوره وجود داشته باشد. العیاذ بالله ظاهرا این تضاد در اینجا به نظر می‌‌‌‌رسد. ولی این تضاد امکانپذیر نیست و نه تنها امکانپذیر نیست بلکه ممنوع هم هست. در واقع در قرآن كريم این روش متدوال بوده است که اگر یک آیه به اشتباه معنا شود، احتمال اینکه از آیه دیگری نیز برداشت اشتباهي شود زیاد می‌‌‌‌شود. لذا قرآن كريم خود، برداشت اشتباه را رد می‌‌‌‌کند. عبارت خاتم النبیین را تقریبا تمام امت اسلامی اینگونه معنا می‌‌کنند که خبر از آن دارد که بعد از حضرت پیامبرﷺ هیچ پیامبر دیگري به هیچ عنوان نخواهد آمد چه شریعت جدیدی بیاورد چه شریعت جدیدی نیاورد. ایشان خاتم هستند و هر نوع نبوتي را خاتمه داده‌‌‌‌اند لذا هیچ پیامبری بعد از آن‌‌‌‌حضرت نمی‌‌‌‌تواند بیاید و این گفتار نهایی‌‌‌‌شان است.
اما چند آیه بعد از این آیه خاتم النبیین، آیه‌‌‌‌ای را می‌‌‌‌‌‌‌‌خوانید که در آن نوشته شده است که ما از تمام پیامبرانی که گذشته‌‌‌‌اند، میثاق یا پیمان را گرفته بودیم و آن پیمان را از تو هم گرفتیم. این مسئله جالبی است. اول باید معنی میثاق یا پیمان را درک کرد و سپس به کلمه «منک» می‌‌‌‌پردازیم. آنگاه شما تمام قصه را متوجه خواهید شد. لذا بیایید ببینیم میثاق چیست و آن چه میثاق و پیمانی است که خداوند متعال از حضرت پیامبرﷺ نيز گرفته بود. خداوند متعال می‌فرماید: وَإِذْ أَخَذَ اللَّـهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ و به یاد بیاورید وقتی که خداوند متعال از پیامبران پیمان گرفت که بعد از اینکه من کتاب و حکمت را به شما دادم و سپس چنانچه پیامبری نزدتان بیاید که مويد آن كسي باشد که به همراه‌‌تان است، باید به او ایمان آورید و کمکش کنید. سپس خدای متعال گفت آیا شما موافقت می‌‌‌‌کنید و این مسئولیت را می‌‌‌‌پذیرید؟ آنها گفتند که بله ما موافقت می‌‌‌‌کنیم. میثاق و پیمان پیامبران این بود. اکنون اگر خداوند متعال از قبل به حضرت پیامبر اکرمﷺ گفته بود که تو به این معنا خاتم النبیین هستی که هیچگاه هیچگونه پیامبری بعد از تو نمی‌‌‌‌تواند بیاید در آن صورت در آیات بعدی چطور می‌‌‌‌توانست این میثاق و پیمان را از ایشان هم بگیرد؟ ممکن بود خدای متعال این واژه «منک» را هرگز نمی‌‌‌‌گفت و شاید به اعتقاد مسلمانان دیگر این یک واژه کوچك اضافه شده است و غیر ضروری است. اما ما هرگز اعتقاد نداریم که در قرآن كريم بعضی مطالب اضافی وجود داشته باشد و ضروری نباشد. مسلمانان دیگر مجبورند که بگویند که این بخش آیه اشتباها اضافه شده است اما در قرآن كريم هیچ اشتباهی نه رخ داده است و نه وجود دارد. واژه «منک» برای درک مفهوم درست خاتم النبیین حکم کلید را دارد. خدای تعالی حضرت پیامبر اسلام را از این پیمان پیامبران مستثنی نساخته است، عبارت آیه را دوباره می‌‌‌‌خوانم: لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ.
ترجمه این است که (به خاطر بیاورید) هنگامی را که خداوند پیمان مؤکّد از (یکایک) پیغمبران (و پیروان آنان) گرفت که وقتي کتاب و حكمت را به شما دهم و پس از آن پیغمبری آید و (دعوت او موافق با دعوت شما بوده و) آنچه را که با خود دارید تصدیق نماید، باید بدو ایمان بیاورید و وی را یاری دهید.
گاهی اوقات كه این مطلب را جلوی علمای غیر احمدی که با ما به بحث می‌‌‌‌پردازند، عرضه می‌‌‌‌داریم، بهانه می‌‌‌‌آورند که به‌‌گونه‌‌‌‌ای که شما آیه را ترجمه می‌‌‌‌کنید، آن ترجمه، امکانپذیر نیست بنابراین، این آیه باید به نحو دیگري ترجمه شود چراکه هیچگاه هیچ پیامبری با پیامبر بعد از خود بیعت نکرد پس در این صورت معنی لَتُؤْمِنُنَّ چه خواهد بود؟ آنها چگونه می‌‌‌‌توانستند به پیامبرانی ایمان بیاورند که هنوز مبعوث نشده بودند؟ بنابراین، این آیه به آن معنايي نیست که شما می‌‌‌‌گویید. ما در پاسخ می‌‌‌‌گوییم که بسیار خوب. در این صورت معنای دیگر این آیه چیست؟ آیا معنای آن این است که شما هیچ وقت به چنین پیامبری ایمان نیاورید؟ علاوه بر این، بايد گفت که ارتباط یا تماس شخصی هرگز امري ضروری در ایمان نیست چراکه ما به تمام پیامبران خدا ایمان می‌‌‌‌آوریم حتی آنهایی که نامشان هم در قرآن كريم ذکر نشده است. از لحاظ تاریخي نمی‌‌‌‌دانیم که آنها کجا متولد شده بودند اما چون در قرآن كريم دستور داده شده است لذا ما به همه‌ی‌‌ آنها ایمان می‌‌‌‌آوریم. خدای تعالی می‌‌‌‌فرماید: لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ. ترجمه آیه این است: ما بین هیچیک از پیامبران از لحاظ ایمان آوردن تفاوت قائل نیستیم [به همه ایمان می‌‌‌‌آوریم] و [سپس مومنان] گفتند که [دستور را] شنیدیم و اطاعت پیشه کردیم. ای پرودگار ما! ما را ببخشای. بازگشت ما به سوی توست.
ایمان این است و ایمان آوردن به تمامی پیامبران ضروری است در هیچ کجای قرآن كريم ذکر نشده است که برای ایمان به پیامبران، بودن در زمانشان ضروری است. بنابراین، نکته اول این است که برای ایمان به پیامبر، بودن در زمان او هرگز امري ضروری نیست. نکته دوم این است که قرآن كريم عقیده‌ی‌‌ حضرت پیامبر را بیان می‌‌‌‌دارد که ایشان نه تنها به خودشان ایمان آوردند بلکه به تمامی پیامبران خدا نیز ایمان آوردند. بنابراین، اگر بعد از ایشان هم پیامبری بیاید و ایشان به او ایمان بیاورند، هیچ اهانتی به آن‌‌‌‌حضرت نمی‌‌‌‌شود. ببینید آیه اینطور است که
آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِ یعنی پیامبر به آنچه که از طرف پروردگارش به او نازل شده، ایمان آورد. در این آیه، این نکته اول است که اولین کسی که به پیامبر ایمان می‌‌‌‌آورد، خود او می‌‌‌‌باشد.
آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّـهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ ترجمه آیه این است: فرستاده (ی خدا، محمّد) ایمان آورد بدانچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده است و مؤمنان (نیز) بدان ایمان دارند. همگی به خدا و فرشتگان او و کتاب‌‌‌‌های وی و پیغمبرانش ایمان داشته (و می‌گویند:) میان هیچ یک از پیغمبران او فرق نمی‌گذاریم.
در حقيقت، این آیه نشان می‌‌‌‌دهد که برای هر پیامبري، ایمان آوردن به ديگر پیامبران امري ضروری است به همین دلیل برای حضرت پیامبر اسلام نیز ضروری بود که به پیامبران ایمان بیاورند اما اگر ایشان از لحاظ زمانی آخرین پیامبر بودند آن‌‌چنانكه علمای غیر احمدی می‌‌‌‌گویند، در این صورت چه نیازی بود که از ایشان پیمانی گرفته شود چرا كه اصلا به ایشان مربوط نمی‌‌‌‌شد و قرار بر این است که پس از ایشان هیچ پیامبری نیاید. این نکته بسیار حایز اهمیت است. قرآن كريم درباره‌ی‌‌ پیامبران گذشته به صراحت می‌‌‌‌گوید که حضرت محمد رسول الله به آنها ایمان آورده بودند، پس چه نیازی بود که خدای متعال به هنگام گرفتن پیمان، واژه «منک» را اضافه نمود در حالی که این پیمان مربوط به پیامبرانی بود که قرار بود در آینده بیایند. این نکته‌ی‌‌ بسيار مهمي است. نکته‌ی‌‌ دومي که باید درک شود نیز بسیار ارزشمند است، و آن این است که در آیه آمده است که « لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ » یعنی نه تنها به پیامبر آینده ایمان بیاورید بلکه در انجام ماموریتش به او کمک هم کنید. اينك چگونه بايد به این دستور عمل کرد؟ اخیراً مناظره‌‌‌‌ای در تامل نادو یا جایی دیگر، دقیق به‌‌خاطر نمي‌‌آورم، به هر حال در هند به عمل آمد. و این مناظره بین علمای احمدی و غیر احمدی بود و علمای غیراحمدی درباره‌ی‌‌ آن، تبلیغات فراواني انجام داده بودند. در این مناظره درباره‌ی‌‌ این آیه نيز بحث شد. عالم دینی غیر احمدی گفت که ببینید وقتی حضرت پیامبرﷺ نزد خدا برگشته‌‌اند، آنگاه ایشان چطور می‌‌‌‌توانند کمک کنند لذا این آیه بر ایشان صدق نمی‌‌‌‌کند. این عالم فراموش كرده بود که همین پیمان وقتی در سوره احزاب ذکر می‌‌‌‌شود، خداوند متعال می‌‌‌‌فرماید: وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثَاقَهُمْ وَمِنكَ وَمِن نُّوحٍ وَإِبْرَاهِيمَ ترجمه آیه این است: و به یاد بیاورید آن هنگامی را که وقتی از پیامبران پیمان گرفتیم و از تو و از نوح و ابراهیم هم پیمان گرفتیم.
در این آیه از میان پیامبرانی که از آنها پیمان گرفته شده بود، اولین نام، نام حضرت پیامبر اکرمﷺ برده شده است و سپس از ابراهیم یاد شده است؛ در حالی که حضرت نوح و حضرت ابراهیم همدیگر را ندیده بودند. یک سیل بزرگی بینشان قرار دارد که تمام چیزهای دیگر را نابود ساخته بود. به هر حال حضرت نوح حضرت ابراهیم را ندیده بود، پس چطور به او کمک کرد اما اگر حضرت نوح می‌‌‌‌توانست کمک کند آنگاه چرا حضرت پیامبر اسلامﷺ نمی‌‌‌‌توانند به پیامبر آینده کمک کنند که براي امت خودشان مبعوث می‌‌‌‌شود. این نکته‌ی‌‌ بسیار مهمی است. در قرآن كريم از حضرت ابراهیم نيز اینگونه یاد شده است که وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ یعنی حضرت ابراهیم از جماعت حضرت نوح بودند، پس این شباهت بسیار جالبی است که در این مثال بیان شده است. بعد از حضرت نوح، مدت زمانی بسیار طولانی تا زمان حضرت ابراهیم وجود دارد اما باز خداوند متعال از حضرت نوح پیمان گرفت که به پیامبر آینده کمک کند که بعد از چندین قرن متولد شد و نامش ابراهیم بود. چون برای کمک و حمایت کردن، خدای تعالی این شرط را هم قرار داده است که به پیامبر بعدی کمک کنید، باید روش شما را پیشه کند، اعتقادات و تعلیمات شما را بپذیرد، در هیچ چیزی با شما تضاد نداشته باشد اما اگر پیامبری بیاید که حمایت از او ضرر داشته باشد، آنگاه این میثاق و پیمان در حق او عملی نخواهد شد. قرآن كريم در جای دیگري این مسئله را بازتر می‌‌‌‌کند و می‌‌‌‌فرماید: وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ یعنی از جماعت نوح، ابراهیم هم بود. پس اگر حضرت ابراهیم توسط حضرت نوح مورد حمایت قرار می‌‌‌‌گیرد و شیعته خوانده می‌‌‌‌شود آنگاه پیامبری که کاملاً مطیع حضرت پیامبر اسلام خواهد بود و در امتشان مبعوث می‌‌‌‌شود، نباید مورد حمایتشان قرار بگیرد؟ این نکته اول بود. نکته دوم این است که پیامبران آینده بدون کمک پیامبر، نمی‌‌‌‌توانند راحت مورد قبول مردم واقع شوند. و منظور از حمایت و کمک را خداوند متعال خود بیان می‌‌‌‌دارد. می‌‌‌‌فرماید: يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّـهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ ترجمه آیه این است که ای بنی‌اسرائیل! من فرستاده‌ی خدا به سوی شما هستم و توراتی را که پیش از من آمده است تصدیق می‌کنم، و به پیغمبری که بعد از من می‌آید و نام او احمد است، مژده می‌دهم.
حضرت عیسی علیه السلام از حضرت پیامبراسلامﷺ حمایت کردند اما نه فقط با ایمان آوردن به ایشان بلکه با پیشگویی کردن درباره بعثت ایشان هم کمک کردند. پس پیامبران اینگونه همدیگر را کمک می‌‌‌‌کنند. بنابراین، وقتی حضرت محمد خودشان درباره‌ی‌‌ بعثت مهدی و مسیح خبر داده‌‌‌‌اند، ایشان اینگونه به میثاق و پیمان خود عمل نمودند. و این دليلي بر آن است که آن احادیثی که در آنها خبر از ظهور امام مهدی و مسیح موعود وجود آمده است، درست و مستند است و مبتنی بر قرآن كريم است و مردم جعل نکرده‌‌‌‌اند. اگر شما آن احادیث را قبول نکنید آنگاه این پیمان به هیچ وجه عملی نمی‌‌‌‌شود چراکه تنها راهی که پیامبران به همدیگر کمک می‌‌‌‌کنند، این است که خبر آمدنشان را به پیروان‌‌شان می‌‌‌‌دهند و به آنها توصیه می‌‌‌‌کنند به پیامبران آینده ایمان بیاورند، پس هرآنچه در این زمینه در روایات وارده شده است، تحت این آیه قرار خواهد گرفت. پس تمام این امور به‌‌هم وصلند و جدا نیستند. با این شرح، در روابط پیامبران، یک نظام سازمان‌‌‌‌یافته‌ی‌‌ بسیار زیبا در قرآن كريم به چشم می‌‌‌‌خورد. [تلخیص از برنامه لقا مع العرب ۰۲ دسامبر ۱۹۹۴]